چيلله، قاری، قار، قارپيز، قيش
چيلله (چلّه)
در ترکی يای يعنی کمان، چيلله نيز يعنی زه (در اينجا زه کمان) و نيز محل زه برای گذاشتن تير در موقع انداختن تير، (و نيز معناهايی که گفته خواهد شد)، اوخ يعنی تير (تيرِ کمان).
در ترکی به تابستان نيز "يای" گفته می¬شود. از اين رو وقتی گفته می¬شود "يايين چيلله¬سی"(چلّه¬ تابستان)، (تداعی کننده¬ی کشيدگی نهايی کمان به هنگام انداختن تير) يعنی نهايت و اوج کشيدگی تابستان که چهل و پنج روز رفته از تابستان است.
قيشين چيلله¬سی (چلّه¬ی زمستان) نيز به معنای کشيدگی نهايی سرما است که دو تا است يکی چهل روزه (بؤيوک چيلله) يکی بيست روزه (کيچيک چيلله). يعنی زمستان دوبار به اوج می¬رسد.
چيلله گئجه.........
ادامه متن را مي توانيد در متن كامل ببينيد.